باعث شکوفایی گل
باعث بارش باران
اگه خدا نبود ...چه میشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو فکر می کنی
خودت آمدی اینجا...
نه جانم
دنیا دارای یک شعور فعال است

خدای خوبم
میدانم که خیلی تنهایی
خلایق تو گرفتار خانه و ماشین و مال و منالند
و کمتر تورا به یاد دارند
خدای خوبم
میدانی که ما سرکشیم
ولی ما را از بین نمی بری
با ما می سازی
در حالی که ما با تو نمی سازیم
خدا را به یاد داشته باش
خواهش میکنم
خداوند را بجوییم
در دلهای تنهای یتیمان
بیا عزیزترین دوستم برای خدا
بجای بوسه زدن بر مزار یکدیگر
به روی خسته مان بوسه ها بزنیم

میرسد ماه خدا
ماه آگاهی و نور
آی آدمها خدا اینجاست
با عطر حضور
بیا برای خدا...گریه کنیم
دوستان گلم
عزیزان همیشه گیم
میدانید که جز اندیشیدن به خدا و زندگی با او
سایر لحظاتمان به بطالت می گذرد؟
این تذکر را یادگاری از رقیم داشته باشید...
همه کسانی که به این وبلاگ وارد میشوند محترم هستند
این کمترین نهایت احترام را به همه دارم
چون همه دوستان خدایند
به همه عشق می ورزم
درود بر شما...
می بخشید اگر نمی توانم برای همه کامنت بگذارم
به کسی رای بدهید
که شما را
و مملکتتان را یک قدم
حتی یک قدم
به خدا نزدیکتر کنه...
ببین
با تو هستم
که به خدا سوگند برای خودت دوستت دارم
یک خواهش دارم
یک التماس
یک تمنا
خدا را نفروش
ارزان نفروش
پشیمان خواهی شد.
بنام گل سرخ
بیا تا خدای را
مثل خورشید
در
زندگی روزمره مان احساس کنیم
ای فرشته
دامنت را به پلشتی های این دنیای دون پرور که
مردانش عصا از کور می دزدند ...
آلوده نکن...
بیاد تونم....همیشه
تشکر از همه کامنتها
قصه من قصه آن پرنده ایست
که به قیمت جان خویش ...پارچه زربفت میبافت
تا شاید دلی شاد شود...
این سوختن برای اینکه ...تو خداجنت را پیدا کنی ...
خیلی شیرین است...
قربون معرفت همه تون...

خدا یک یاد تزیینی تنهای بیمقدار...نیست
خدا یک یاد جاوید است
خدا آنسوی تردید است...
خدا یک آیه سر تا به پا عرفان و توحید است
به روی برگهای زندگی ما
خدا ...جانم ...عزیزم...مهر تایید است.
خدا یک یاد جاوید است...
مثل یک آیه عشق
مثل آواز انارستانها
مثل یک کوزه آب
مثل یک کوچه پر از عشق وسلام
نام آن جان من ای دوست-خداست!!

یه کلبه کوچیکه ...
که توی اون یه آسمون بی انتهاس...
...و توی اون آسمون بی انتها...یه خورشید گرما بخشه
یخامو آب میکنه...
سبزه های رویامو سبز
و شکوفه های جونمو پرورش میده...
اون خورشید ...با این همه خوبی
به من نیازی نداره
اون نباشه من نیستم...
ولی من نباشم اون هست...
اون خورشید گرمابخش
اسمش یاد خداس!!!
| ساعت: 21:10 | توسط:زهرا | ||||
| سلام رقیم جان. دوباره به دوستات بگو برام دعا کنن | |||||
تو را فروختم ...چه ارزان
ای خداوندگار مهربان
گاه تورا ابزار رشد خودم کردم...
...و خویش را میهمان ملک عدم کردم
گاه از نام تو پلکانی ساختم تا از ان بالا بروم...
غافل از اینکه میخواهم تا کجا بروم؟؟
گاهی بنام تو کسب مال نمودم ...
گاهی بنام تو کسب جاه...
ای خدای خورشید و ماه
در گذر از این غرقه دریای گناه
سلام بر همه عاشقان خداوند...
بیایید در عصر تنهایی خدا...
آری من ...آری شما
آب به آسیاب اهریمنان نریزیم...
با یک نگاه ...یا یک کلام
آنگاه که بدون نام خداوند خوانده میشود...
هدیه می آورم...
اما وقتی فکر میکنم
میبینم همین هم از توست...
خدایا چه کنم ...
با احساس اهدا کردن
وبا نداری خویش!!!!
اگر بنده خدا شدی اینجور حرف میزنی:
بعد مردن برهنه ام سازید
پیکرم را به دشت اندازید
تا که توبیخ گورکن نکشم
منت از گور یا کفن نکشم
یغما- شاعر خشتمال نیشابوری
خدایا ...
خودت میبینی که برای روشن نگه داشتن
وبلاگی بنام تو ...
چه دربدریها که نکشیدیم...
هر روز از یک نقطه...از یک مکان
...و گاهی ...فرصت به اندازه یک جمله نوشتن...
کمکم کن..........
خدایا ...
خودت میبینی که برای روشن نگه داشتن
وبلاگی بنام تو ...
چه دربدریها که نکشیدیم...
هر روز از یک نقطه...از یک مکان
...و گاهی ...فرصت به اندازه یک جمله نوشتن...
کمکم کن..........
خدایا
یک عمر تو را به هرکس وناکسی
فروختم...
در حالیکه تو اصلا روی من معامله نکردی...
چون نیاز نداشتی!!
خدایا تو سرمایه منی!!