همیشه دردها و مشکلاتم را برایت آوردم
...و یا نیازهایم را
برای همین هیچوقت فرصت نکردم تا...
لذت حضور تورا احساس کنم
اکنون که همه چیز را از تو خواسته ام
وتو نیز عنایت کرده ای
...می بینم که...تو را ندارم
....یعنی ساده تر بگویم هیچی ندارم!!!!!!!!!!!!!!
به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو می باید دگر هیچ
باخدا باش پادشاهی کن.
بی خدا باش هر چه خواهی کن
خداست.!!!
آهای پسرا
آهای زنها
آهای مردها
آهای کسانی که از عشق دم می زنید
بیایید همه با هم عاشق او شویم
بدون شک رقابت ها...رفاقت خواهد شد.
آهای پسرا
آهای زنها
آهای مردها
آهای کسانی که از عشق دم می زنید
بیایید همه با هم عاشق او شویم
بدون شک رقابت ها...رفاقت خواهد شد.
اون خودش منو هدایت میکنه
گاهی وقتا که یه کم غافل میشم
تو دلم میاد شکایت میکنه
تا اونا از خاله بازی و تفنگ بازی خلاص شن
بعد بیان دو کلوم
بی حوصله باهاش حدف بزنن
چقده مظلومی خداجون...
ای یار خلوتم
من بنده یاغی توام
که خطا کار خلوتم
آه از این بندگان ناسپاس
که گاه با خداوند سوداگری میکنند
و یوسف خود را به زری شکسته می فروشند
...چه سودای زیان آوری.....!!!!!!!!!
خدا پرستی آنست که خود پرستی را رها کنی
همین باشد تمنای فقیران
خدا کافیست ما را ای عزیزان
مردم حتی با خدای قهار وارد سیاست شده اند!!!
تو را خدا
برای خدا
به خدا
بیاندیش...
همه به فکر خودند
تو گوئیا بطریق تباه ره سپرند
خدا به فکر رفاه و صلاح بنده خویش
...و بندگان همه در فکر خواب و خشم و
خورند!!
توبودی من در غبار گم بودم؟
برای تکه نانی
و
کهنه پیرهنی...
گهی غلام ظالمی از اهل ملک رم بودم؟
تو بودی ومن در هجوم
روزهای دراز
بپای استر وقاطر فتاده سم بودم؟
آن یکی کاسب بود
دیگری شاعر بود
وآن دگر عابد بود...
لیکن آن یاد خدا
بهر من...یاد نبود
مویه و هلهله و ناله و فریاد نبود
نفسی بود که بی آمدنش می مردم...
بیا برای خدا نیز عاشقانه بخوان
چو بلبلان غم دل را به صد ترانه بخوان
بیا نسیم صفت در مقام باد صبا
برای رستن گلهای بی جوانه بخوان رقیم