همین باشد تمنای فقیران
خدا کافیست ما را ای عزیزان
مردم حتی با خدای قهار وارد سیاست شده اند!!!
تو را خدا
برای خدا
به خدا
بیاندیش...
همه به فکر خودند
تو گوئیا بطریق تباه ره سپرند
خدا به فکر رفاه و صلاح بنده خویش
...و بندگان همه در فکر خواب و خشم و
خورند!!
توبودی من در غبار گم بودم؟
برای تکه نانی
و
کهنه پیرهنی...
گهی غلام ظالمی از اهل ملک رم بودم؟
تو بودی ومن در هجوم
روزهای دراز
بپای استر وقاطر فتاده سم بودم؟
آن یکی کاسب بود
دیگری شاعر بود
وآن دگر عابد بود...
لیکن آن یاد خدا
بهر من...یاد نبود
مویه و هلهله و ناله و فریاد نبود
نفسی بود که بی آمدنش می مردم...
بیا برای خدا نیز عاشقانه بخوان
چو بلبلان غم دل را به صد ترانه بخوان
بیا نسیم صفت در مقام باد صبا
برای رستن گلهای بی جوانه بخوان رقیم