مرا ...این عاشق بی وفای بی سر و پا را
بعد از هزاران خطا باز پذیرا باش...
(عجب رویی!!!!!!!!!!!!!!!!)
زیباترین معشوق را می گویم
در کنار ماست...
می بخشد
در حالیکه سایر خوبرویان خیلی
اهل بذل و بخشش نیستند.
در تاریکترین شبهای قیر گونه
در راهی سیاه با رهزنانی سیاه پوش
یاد تو قطب نمایی است در این اقیانوس سیاه
می گوید کجایی؟
خودت را پیدا کن اونو قت منو پیدا خواهی کرد...!
همه مرا رها کردند
چون دیگر جاذبه ای نداشتم
توهین کردند چون قدرت نداشتم
مضحکه کردند چون بهانه داشتند
...ولی تو ...مرا رها نکردی
...ای خدا
و تو را می ستایم
در حالیکه تو را خوب نمی شناسم
فقط میدانم که تو اینقدر مهربانی که مرا...
هیچگاه تنها نمی گذاری
ولی من...
تا کارم روبراه است به یاد تو نیستم
عجب رفیق نیمه راهی هستم ... من!!!!!!
که سر تا پام
خاکی گناهه...
منو بردی تو مهمونخونه ات
فرشته هاتو گفتی پذیرایی ام کنند
در حالیکه میدودنستی توی جیبم یه بت کوچولو برای روز
مبادا
قایم کرده ام.....
در لحظه های خاکساری و شور وسجود
من نام پاک تورا یاد می کنم
ویرانه های خویش را
با یاد خوب تو اباد می کنم