غیر از تو چه کسی می تواند این بنده
چموش را تحمل کند؟؟؟
محبت کن به کل عالم هستی
که وارد گردی اندر ملک خوشحالی و
سرمستی
مثل فرشته اند .
اما پای منافع که می آید دیوی تمام عیار می شوند.
گله ای نیست....اما تو اینگونه نیستی .ای غنی...
که مرا چون برده ای می دیدند
در حالیکه اربابی بزرگ بودم در وطن خودم...
آنگاه به مظلومیت تو متوجه شدم
با اینکه بین مظلومیت من و تو
...وبین من و تو قیاس ممکن نیست
...ولی من تربیت شدم.
مردم وقتی می فهمند روزی من دست آنهاست در آن تف می کنند
پس روزی مرا خودت بده
ای خدای من...
مردم وقتی می فهمند آزادی را دوست دارم قفس برایم هدیه میآورند
پس خودت آزادم کن
در پست پایین یه مطلب مهم هست.ببین
وقتی چراغها را خاموش میکنیم
و تاریکی می آید
و می ترسیم
از مرگ از جن از خودمان...
بهتر است بپریم توی بغل خدا
...و راحت بخوابیم.
کافیست روراست باشیم
تارویمان بشود توی بغلش بپریم.
سربلند بمان تا تبر ها
آرزوی شکستنت را بگور ببرند
آزاد بمان و راز هستی را در گوش آسمان
آواز کن...
بود...خدا
روی آن نارون پیر خدا بود...خدا
توی آن نارون پیر خدابود خدا
همه جا بود...خدا بود ...خدا
وقتی می بینم کسی یادت نیست
کسی برایت هزینه نمی کند
مدتهاست می خواهم کاری را بنام تو انجام دهم
ولی قدیسها که نان نام تورا می خورند...نمی گذارند
آه ای معبود یکتا....ای تنها