وبه لاله های رسته از خاک
نگاه کن به پرنده
به حس آبی پرواز
نگاه کن به شقایق
نگاه کن به شهیدان عرصه آفاق
نگاه کن به تجلی که می چکد از شب
نگاه کن که خدا هست در میان همهمه تب....
در پهنه ایجاد
تویی رمز سکوتم
تویی نغمه و فریاد
تویی قصه شیرین
تویی غربت فرهاد
بمان در دل من پاکترین خاطره شاد...
یک شکوفایی همیشگی
یک بهار ماندنی.
تو یک دریای امنی
یک رویای شیرین
یک پرواز بی انتها
یک لذت بی دردسر
تو یک صمیمیت جاویدی
ای دوست نام تو را در قاب وجودم یافتم
بمان...بمان
من برایش از ته دل دعا کردم.![]()
![]()
![]()
امروز آمده بود و عذر خواهی کرده بود.
سرخ شدم از خجالت...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روی ماهش را
و روی ماه همه کسانی که به من نامهربانی کردند
را می بوسم.![]()
زیرا این صورت...هنر خداوند است.
ای خدا ای یگانه جاوید
روح هستی کرانه امید
این منم سنگ راه توام
بنده پر گناه توام
آمدم دیر لیک با زاری
تا مرا ره بری به بیداری
کاش روزی مرا نظاره کنی
پرده غیب را پاره کنی
که بی آلایش است گاهی بوی منت
میدهد.
فقط عشق خدا بی منت است.
مردم فکر میکنن دکون دستگاه درست کردیم
ولی بخودت قسم
مهربونیات همه جا تو چشمه
چیکار کنم همه جا تویی
بقیه اصلا نیستند
وقتی خسته میشم یکیو میفرستی که میگه...ادامه بده
مردم فکر میکنن دکون دستگاه درست کردیم
ولی بخودت قسم
مهربونیات همه جا تو چشمه
چیکار کنم همه جا تویی
بقیه اصلا نیستند
وقتی خسته میشم یکیو میفرستی که میگه...ادامه بده
مردم فکر میکنن دکون دستگاه درست کردیم
ولی بخودت قسم
مهربونیات همه جا تو چشمه
چیکار کنم همه جا تویی
بقیه اصلا نیستند
وقتی خسته میشم یکیو میفرستی که میگه...ادامه بده
دستهایم راببین که به سیاهی آغشته است
و صورتم رانیز...
سیاهی گناه و عصیان...
چه کسی جز تو مرا خواهد داد پناه
با این روی سیاه...
و من با این درس بزرگ شدم
میدانم که اگر این درس را از یاد ببرم
...کوچک خواهم شد.